حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 190

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

هشتم - هرمز دوّم ( ائوهرمزد ) بعد از پدر به تخت نشست اين شاه چون عدالت خواه بود به بسط دادگسترى كوشيد و بر آبادى ايران خيلى افزود ولى مدّت سلطنت او كوتاه بود ( 301 - 310 م . ) زيرا در 310 م . در جنگ با اعراب كشته شد توضيح آنكه اعراب بحرين « 1 » را گرفته از آنجا بحدود ايران تجاوز ميكردند سكّه هاى او صورت ملكه را نيز داراست نهم - آذرنرسى ( آذر نرسه ) بعد از پدر به تخت نشست و چون خيلي بيرحم و سفاك بود بزرگان نجبا او را معدوم و پسرش را كور كردند ( 310 م . ) پس از آن از زن عقدى در خانوادهء سلطنت كسى نبود كه بر تخت نشيند زيرا هرمز برادر شاه مقتول از محبس فرار كرده به بيزانس رفته بود و چون عادات و اخلاق يونانى داشت بزرگان ايران نخواستند او را بشاهى انتخاب كنند بنابراين طفلي را كه منتظر بودند زن هرمز دوّم بزايد همين كه مؤبد اعلام كرد كه پسر خواهد بود شاه دانسته تاج را در خوابگاه ملكه آويختند و جنين صاحب تاج‌وتخت گرديد دهم - شاپور دوّم ( شاه پوهر ) - بزرگ مدّت سلطنت شاپور هفتاد سال و بنابراين چند ماه بيش از عمرش بود شاه در سنّ 16 سالگى زمام امور را بدست گرفت تا آن زمان ايران در سياست خارجه محتاط و رويّه دفاعى نسبت به تجاوزاتيكه به حدود ايران ميشد اختيار كرده بود تجاوزات وقتى از طرف بحرين و گاهى از سمت بين النّهرين يا شمال وقوع مييافت و خود تيسفون نيز تهديد ميشد شاپور نخستين كارى كه كرد كشتىهائى بخليج فارس انداخته اعراب بحرين را مخذول و منكوب نمود

--> ( 1 ) - بحرين ولايتى بوده در مشرق شبه جزيرهء عربستان در كنار خليج پارس كه حالا الحساء نامند به جزيرهء بحرين اين اسم را در قرون بعد داده‌اند .